تبليغاتX

الّلهُمَّ صَلِ عَلي مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّدوَعجِّل فَرجَهُم بسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً حسینیه حضرت قاسم(ع) کرج- ماهدشت

حسینیه حضرت قاسم(ع) کرج- ماهدشت

(اللهم عجل لولیک الفرج)

 

 

 

 

سه حدیث زیبا از امام هادی علیه السلام

حدیث(۱) امام هادی(ع) فرمودند:

التواضع أن تعطی الناس ما تحب أن تعطاه  
فروتنی در آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند .

 

حدیث(2) امام هادی(ع) فرمودند:

العقوق یعقب القلة و یؤدی الی الذلة  
نارضایتی پدر و مادر ، کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند .

 

حدیث (۳) امام هادی (ع) فرمودند:

لو سلک الناس وادیا شعبا لسلکت وادی رجل عبد الله وحده خالصا

اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند ، من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت .

 

واحد فرهنگی و تبلیغات حسینیه حضرت قاسم(ع)

حسینیه حضرت قاسم(ع) کرج - ماهدشت

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 15 تیر1387

لينك مطلب

 

دين. امام هادي . زندگينامه . شهادت
امام هادي عليه السلام:
بهتر از نيكي، نيكوكار است، و زيباتر از زيبايي، گوينده آن است و برتر از علم ، حامل آن و بدتر از بدي، عامل آن است و وحشتناك تر از وحشت، آورنده آن است.(‪(۱‬
حضرت علي بن محمد عليهما السلام ملقب به هادي، دهمين امام شيعيان است.

ايشان در نيمه ذيحجه سال ‪ ۲۱۲‬هجري در صريا متولد گشت.

آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند (‪ ،(۲‬زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال ‪ ۲۳۳‬به سامرا( عسكر) برده و تا آخر عمر پربركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام ، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام وابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است امامت امام هادي عليه السلام
پس از شهادت امام جواد (ع) در سال ‪ ، ۲۲۰‬فرزندش امام هادي(ع) كه هنوز بيش از شش سال نداشت، به امامت رسيد. از آنجا كه شيعيان به استثناي معدودي مشكل بلوغ امام را درباره امام جواد(ع) را پشت سر گذاشته بودند، در زمينه امامت امام هادي(ع) ترديد خاصي براي بزرگان آنها به وجود نيامد. به نوشته شيخ مفيد و همچنين نوبختي، همه پيروان امام جواد(ع) به استثناي افراد معدودي، به امامت امام هادي(ع) گردن نهادند. آن عده معدود كه از قبول امامت حضرت هادي(ع) سرباز زدند، تنها براي مدت كوتاهي به امامت موسي بن محمد ( م ‪ (۲۹۶‬معروف به موسي مبرقع مدفون در قم معتقد گرديدند؟ ليكن پس از مدتي از امامت وي روي برتافتند و امامت امام هادي(ع) را پذيرفتند .(‪(۳‬
سعدبن عبدالله بازگشت اين افراد به امام هادي(ع) را، از آن روي مي‌داند كه خود موسي مبرقع از آنان بيزاري جست و از خود راند.(‪(۴‬
احضار امام هادي (ع) به سامرا
متوكل در بحبوحه سختگيريهايي كه نسبت به علويان در مدينه داشت به ياد امام هادي(ع) افتاد و دستور داد آن حضرت را در مدينه بازداشت كنند و به سامرا بياورند. بدين ترتيب مي‌توانست آمد و شدهاي مردم با امام هادي (ع) را از نزديك تحت كنترل در آورد. اين همان سياست مامون بود كه پيشتر درباره امام رضا(ع) اعمال شد و البته ظاهر آن در زمان مامون آراسته تر بود.

در سال ‪ ۲۳۳‬عبدالله بن محمد هاشمي، ضمن نامه‌اي به متوكل نوشت: اگر نيازي به حرمين داري علي بن محمد را از آن طرد كن؟ زيرا او مردم را به سوي خود خوانده و جمعيت زيادي به دعوت وي پاسخ مثبت داده اند. همسر متوكل نيز نامه تحريك آميزي در همين زمينه به او نوشت. به دنبال همين گزارشها بود كه متوكل براي جلب امام به سامرا، اقدام كرد.(‪(۵‬
ابن اثير بااشاره به رفتار خشن متوكل با خاندان علوي، از برخي ناصبيان و نيز همين عبدالله بن محمد هاشمي نام مي‌برد كه مرتب بر آتش خشم خليفه دامن مي‌زدند. اين افراد همواره متوكل را از علويان بيم داده و او را به تبعيد و رفتار خشونت آميز با آنها تحريك مي‌كردند.(‪(۶‬
ابن جوزي پس از اشاره به سعايت برخي افراد بدبين به خاندان رسالت نزد متوكل، مي‌نويسد: متوكل به دليل همين گزارشهاي حاكي از ميل مردم به امام هادي (ع) او را به سامرا احضار كرد.(‪(۷‬
شيخ مفيد مي‌نويسد: امام هادي(ع) طي نامه‌اي به متوكل، اين گزارشها را تكذيب نمود.(‪ (۸‬و متوكل در پاسخ امام، نامه احترام آميزي نوشت و ضمن عزل عبدالله بن محمد هاشمي - كه امور مربوط به نماز و جنگ در مدينه را به عهده داشت- زيركانه از امام خواست تا به سامرا( عسكر) حركت كند.

متوكل دراين نامه، با تاكيد براين كه شخصيت والاي امام را درك مي‌كند و حاضر است هر نوع كمك لازم را در حق وي انجام دهد، خبرعزل عبدالله بن محمد و جانشيني محمد بن فضل به جاي او را به اطلاع امام رساند و افزود كه به محمد بن فضل دستور داده، احترام امام را رعايت كند و از راي و فرمان وي سرنتابد. در ادامه نامه متوكل آمده: او مشتاق تجديد عهد با امام است و قصد ديدار او را دارد، بدين جهت لازم است آن حضرت خود به همراهي هر كسي كه مي‌خواهد- در فرصت مناسب و با آرامش كامل- رهسپار سامرا شود و اگر تمايل دارد، يحيي بن هرثمه و سپاهيان همراه وي- كه از فرمان آن حضرت اطاعت خواهند كرد-(‪ (۹‬در اين سفر او را همراهي نمايند. آنگاه يحيي را خواست و به او دستور داد با سيصد تن نظامي به كوفه رفته و در آنجا بار و بنه را نهاده و از طريق باديه به مدينه رود و علي بن محمد الهادي (ع) را با رعايت احترام نزد او بياورد.(‪(۱۰‬
متوكل، برنامه كار خود را ازآن روي چنين ريخته بود كه حساسيت مردم بر انگيخته نشود و مسافرت اجباري امام، پي آمدهاي ناملايمي را به دنبال نداشته باشد، ولي مردم مدينه از همان آغاز متوجه موضوع شده بودند.

ابن جوزي در اين‌باره از يحيي بن هرثمه نقل مي‌كند: من به مدينه رفتم و داخل شهر شدم، مردم بسيار ناراحت و برآشفته شدند و دست به يك سري عكس العملهاي غيرمنتظره و درعين حال ملايم زدند. به تدريج ناراحتي مردم به حدي رسيد كه به طور علني داد و ناله راه انداختند و دراين كارچنان زياده روي كردند كه تا آن زمان، مدينه چنين وضعي به خود نديده بود. آنها بر جان امام هادي (ع) مي‌ترسيدند؟ زيرا او افزون براين كه به طور مرتب درحق آنها نيكي مي‌كرد، همواره ملازم مسجد بوده و اصلا كاري به كار دنيا نداشت. در مقابل اين وضع ناچار شدم به مردم اطمينان دهم و آنها را به خويشتن داري و حفظ آرامش دعوت كنم . نزد آنها قسم خوردم كه من هيچ گونه دستوري مبني بر رفتار خشونت آميز با امام هادي(ع) را ندارم و هيچ خطري امنيت آن حضرت را تهديد نمي‌كند.(‪(۱۱‬
روشن بود كه امام (ع) به ميل خود قصد آمدن به سامرا- كه شهري نظامي و محدود بود را نداشت و فرستاده متوكل ماموريت داشت تا امام را به اجبار به آن ديار بياورد. به همين جهت، همان طور كه در ادامه روايت بالا آمده، به تفتيش منزل امام پرداخت و جز كتبي درباره ادعيه وعلم، چيزي نيافت. گفته اند كه خود يحيي بن هرثمه، شيفته امام شد و به امامت آن حضرت گرايش قلبي پيدا كرد.(‪(۱۲‬
اقامت امام در سامرا
امام هادي عليه السلام به هنگام ورود به سامرا، با استقبال مردم مواجه شد و در خانه خزيمه بن حازم سكنا داده شد.(‪ (۱۳‬يحيي بن هرثمه مي‌گويد: وقتي در سر راهمان وارد بغداد شديم، اسحاق بن ابراهيم طاطري را كه والي بغداد بود ديدم. او درباره امام به من چنين گفت:اي يحيي! اين مرد فرزند رسول خداست؟ با توجه به وضعيت اخلاقي متوكل- كه خود بدان آشنايي كامل داري- اگر درباره او گزارش تحريك آميزي به خليفه بدهي او را مي‌كشد؟ و اگر چنين شود، در روز قيامت كارت با رسول خداست. هنگامي كه به سامرا رسيديم نخست وصيف تركي را ديدم و خبر ورود امام را به اطلاع وي رساندم. او گفت: اگر يك مو از سراين مرد كم شود، بازخواست خواهي شد. سپس پيش متوكل رفتم و گزارشي دادم كه حاكي از حسن سيرت و ورع و زهد امام بود و بدو گفتم كه در جريان تفتيش از منزل او، چيزي جز چند كتاب علمي و مصحف نيافتم.(‪(۱۴‬ امام(ع) تا پايان عمر خود- بيش از بيست سال- در اين شهر به سر برد. شيخ مفيد با اشاره به اقامت اجباري امام در سامرا مي‌نويسد: آن حضرت به ظاهر مورد احترام بود، ولي در باطن به وسيله متوكل دسيسه‌هايي عليه آن حضرت مي شد كه هيچ يك از اين نقشه‌ها در عمل موفق نبود.(‪(۱۵‬
برخوردهاي متوكل با امام(ع)
امام درمدت اقامت اجباري‌اش در سامرا، به ظاهر زندگي آرامي داشت، و متوكل مي‌خواست ضمن نظارتهاي كلي و تحت كنترل گرفتن، وي را در نقش يكي از درباريان درآورده و از ابهت و عظمت آن بزرگوار در چشم مردم بكاهد.

طبرسي مي‌نويسد:
متوكل سخت در تلاش بود تا شخصيت امام را نزد مردم پايين آورد.(‪(۱۶‬ مسعودي مورخ مشهور نمونه‌اي از برخوردهاي امام(ع) با متوكل را اينگونه آورده است:
به متوكل گزارش دادند كه در منزل امام هادي(ع) ادوات جنگي و نامه‌هايي از شيعيانش به او و... وجود دارد. او دستور داد تا عده‌اي از سربازان و ماموران - نابهنگام و غافلگيرانه- به منزل امام حمله برند. دستوراجرا شد و وقتي وارد خانه شدند، او را دراطاقي كه زيرانداز آن از شن و ماسه بود تنها يافتند، درحالي كه در را بر روي خود بسته، لباسي پشمينه بر تن كرده، روپوشي بر سراندخته و آياتي از قرآن در مورد وعد و وعيد را زمزمه مي‌كرد . حضرتش را درهمان حال پيش متوكل آوردند. وقتي امام به مجلس متوكل وارد شد، او كاسه شرابي در دست داشت، متوكل آن حضرت را دركنار خود جاي داد و پياله‌اي به طرف او گرفت و گفت: بنوش. امام عذر خواست و فرمود: گوشت و خون من تا به حال با شراب آلوده نشده است. آنگاه متوكل خواست تا آن حضرت شعري كه او را به وجد و نشاط آورد برايش بخواند. امام فرمود: كمتر شعر مي خوانم. اما متوكل اصرار ورزيد و آن حضرت اين اشعار را برايش خواند:
باتوا علي قلل الاجبال تحرسهم غلب الرجال فما تنفعهم القلل
و استنزلوا بعد عز من معاقلهم فاودعوا حفرا يا بئس ما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد ما قبروا اين الاساور والتيجان و الحلل
اين الوجوه التي كانت منعمه من دونها تضرب الاستار و الكلل فاصفح القبر عنهم حين سائلهم تلك الوجوه عليها الدود تنتقل
قد طال ما اكلوا دهرا و قد شربوا و اصبحوا اليوم بعد الاكل قد اكلوا
و طالما عمروا دورا لتحصنهم ففارقوا الدور و الاهلين و انتقلوا و طالما كنزوا الاموال و ادخروا فخلفوها علي الاعداء و ارتحلوا
اضحت منازلهم قفرا معطله و ساكنوها الي الاجداث قد رحلوا
بر بلنداي كوهها شب را به سحر آوردند، در حالي كه مردان چيره و نيرومندي از آنان پاس مي‌دادند، ولي آن قله ي كوهها برايشان سودي نبخشيد.

از پناهگاههايشان پايين كشيده شدند و در زير خاك سياه قرار گرفتند و چه بد جايي را براي رحل اقامت برگزيدند.

پس ازآن كه در قبرهاي خود قرار گرفتند، فريادزني بر آنها بانك زد: كجا رفت آن بازوبندها، كو آن تاجها، و كجاست آن زر و زيورها.

كجا رفت آن چهره‌ها كه با ناز و نعمت پرورش يافته و مقابل آنها پرده‌هاي گرانبهاي نازك آويخته بودند.

هنگامي كه اين سوال ازآنها مي‌شود، قبرهايشان از طرف آنها جواب مي‌دهد:
آن چهره‌ها هم اكنون محل آمد و شد كرمهاي لاشخوار شده اند.

عمرهاي دراز، خوردند و آشاميدند و اكنون پس از آن همه عيش و نوش، خود خوراك كرمها شده اند.

چه بسيار كاخها ساختند كه آنها را در برگيرد، ولي سرانجام آن كاخها و عزيزان خود را واگذاشتند و در گذشتند.

چه بسيار اموالي كه روي هم انباشته كردند، ولي آن را براي دشمنانشان بر جاي گذاشتند و زندگي را بدرود گفتند.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 15 تیر1387

لينك مطلب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فرا رسیدن ماه رحب بر همه مسلمانان و شیعیان مبارکباد.

التماس دعا از همه شما عزیزان و برای شفای همه مریضان دعا میکنیم

واحد فرهنگی و تبلیغات حسنیه حضرت قاسم(ع)

حسینیه حضرت قاسم(ع) کرج - ماهدشت

 

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در پنجشنبه 13 تیر1387

لينك مطلب

 

شرافت رجب

این ماه، ماه بسیار شریفی است به این جهت كه:

1- از ماههای حرام می‌باشد.

2- از اوقات دعا می‌باشد و حتی‌ در زمان جاهلیت به این مطلب مشهور بوده و مردم آن زمان منتظر این ماه بوده تا در آن دعا كنند.

3- این ماه، ماه امیرالمومنین علیه‌السلام می‌باشد؛ همانطور كه در بعضی‌ از روایات آمده است چنانچه شعبان، ماه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم و رمضان ماه خدای متعال می‌باشد.

4- شب اول آن یكی‌ از چهار شبی‌ است كه تأكید به زنده نگهداشتن آن به عبادت شده است.

5- درباره روز نیمه آن آمده است كه محبوبترین روزها نزد خداوند بوده و زمان انجام عمل «استفتاح» است

6- روز بیست‌وهفتم این ماه، مبعث پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم می‌باشد. روزی‌ كه زمان ظهور رحمت خداوند است. چیزی‌ كه از اول خلقت تا كنون مانند آن دیده نشده است.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در پنجشنبه 13 تیر1387

لينك مطلب

 

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را    
که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را    

    دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين
       به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را 

فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه،  مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب

واحد فرهنگی و تبلیغات حسینیه حضرت قاسم(ع)

حسینیه حضرت قاسم(ع) کرج- ماهدشت

 

علیه السلام بر ییروانش خجسته باد

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي».

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيه­هاي مختلفي داشت: از جمله:

ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله:

يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان.

مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و  کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

یکی از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...

و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در شنبه 8 تیر1387

لينك مطلب

 

 

 باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

 باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

خشم لبريز از مهرباني:

مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

 

قدرت مندي و جديت:

به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.

 

گام به گام رو به سعادت:

مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.

 

عظمت مقام مادر:

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».

 

تعالي انديشه در مادر:

حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».

 

تجليل ويژه از مادر:

خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.

 

بلنداي مقام مادري:

استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا  ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد».

 

منزلت رفيع مادر:

حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.

استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»

 

دعا براي والدين:

خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به  دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.

 

گاه نيازمندي:

مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم. 

 

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در دوشنبه 3 تیر1387

لينك مطلب

 














۱ زیارت حضرت زهرا (س) 722 0:11:38
۲ زیارت حضرت زهرا (س) 460 0:07:22

برای دانلود کردن زیارات فوق، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در یکشنبه 2 تیر1387

لينك مطلب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سه حدیث امروز

حدیث(۱) امام علی علیه السلام فرمودند:

خَلَیک بِالآخِرَةِ تَأتِک الدُّنیا صاغِرَةً
در کار آخرت باش تا دنیا ذلیلانه به تو رو آورد

 

حدیث(۲) امام صادق علیه السلام فرمودند:

اِمتَحِنُوا شِیعَتَنا عِندَ ثَلاثٍ: عِندَ مَواقیتِ الصلَواتِ کیفَ مُحافَظَتُهُم علَیها، وعِندَ أسرارِهِم کیفَ حِفظُهُم لَها عَن عَدُوِّنا، و إلى‏ أموالِهِم کیفَ مُواساتُهُم لإِخوانِهم فیها
شیعیان ما را در سه چیز بیازمایید : در مواظبت بر اوقات نمازها ، در نگهدارى اسرارشان از دشمنان ما و در همدردى و کمک مالى به برادرانشان

 

حدیث(۳) امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند:

افَلیعمَل کلُّ امرِی مِنکم مَا یقرُبُ بِهِ مِن مَحَبَّتِنَا
هر یک از شما باید کاری کند که به سبب آن به محبت ما نزدیک شود

 

ادامه مطلب نوشته شده توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) در دوشنبه 27 خرداد1387

لينك مطلب